أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
287
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
و استقبال فراوانى از او كرد و تا مكه همراهىاش نمود . زمانى كه وارد مكه شد و قتاده با او روبرو شد ، از او پرسيد كجا منزل كنم ؟ قتاده با شلاق خود اشاره به ابطح كرد . ملك عيسى اشارت تحقيرآميز قتاده را دريافت و خشمگين شد ، اما آن را پنهان كرده ، جز در وقت مناسب اظهار نكرد . « 1 » بعيد نمىدانم بىاعتنايى قتاده در استقبال از سلطان حلب ، ريشه در مصاحبت دشمن قديمىاش امير مدينه با اين سلطان از مدينه تا مكه داشت . وى مىخواست به سلطان حلب بفهماند كه در مكه با آدم متفاوتى جز آنچه در مدينه بوده ، روبرو شده است . بدين ترتيب به نظر مىرسد كه از نظر قتاده ، تلاش مدينه براى دفاع از وى براى از بين بردن كينهها كافى نبوده است . كار اختلاف ميان قتاده و سالم امير مدينه در سال 612 بالا گرفت . قتاده به مدينه حمله كرده ، آن را محاصره نمود و تعداد زيادى از نخلها را از ميان برد . اين در حالى بود كه سالم بن مهنّا همچنان مصاحبت سلطان حلب را تا شام داشت و يارانش در مدينه از شهر دفاع كردند تا آن كه قتاده را تا وادى الصفرا « 2 » عقب راندند . زمانى كه خبر اين وقايع به شام رسيد ، سالم به سرعت به مدينه بازگشت . سلطان حلب در اينجا كينهاى را كه از قتاده در دل داشت آشكار كرده ، سپاهى از تركمانان همراه امير مدينه فرستاد تا او را بر ضد قتاده يارى رسانند . سپاه سالم در وادى الصفرا به قتاده رسيده ، شكست سختى بر او وارد كردند و سلاح و اموال زيادى از وى به غنيمت گرفتند و تعداد زيادى را به اسارت درآورده به دمشق فرستادند . در ميان اسرا تعداد زيادى از اشراف و سادات حسينى و به تعداد آنان از حسنىها بودند . اينان به دست اشراف دمشق سپرده شدند تا آنان را در اوقاف اشراف سهيم سازند . « 3 »
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 224 . ( 2 ) . وادى صفراء در مسير مدينه از ينبع در نزديكى قريهء معروف بدر است . بلكه بايد گفت بدر در وادى صفراء واقعشده و اين يك وادى وسيع است كه قريهها و چشمههاى فراوانى در آن وجود دارد ، كه از نزديكى فريش 28 كيلومترى مدينه آغاز شده و به آثار الجار على در 45 كيلومترى غرب بدر پايان مىيابد . ( 3 ) . إفادة الأنام ، خطى .